واکنش ده نمکی به ...

مسعود ده‌نمکی در بخشی از یادداشت خود با اشاره به قاچاق «اخراجی‌ها3» در فضای مجازی نوشت: ضمن تشکر از مردمی که هوشیارانه با استقبال خود خار در چشم کوته‌فکران فرهنگی بودند، امیدوارم علی‌رغم این اتفاق ترجیح بدهند فیلم را بر روی پرده سینما ببینند نه در سفره روشنفکران قاچاقچی!

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها :

ایران و مصر و قناری های سبز سینه سرخ صدای آمریکا!

در صحبت کتابخانه کنزیگتون، در تبیین این موضوع که مصر با ایران متفاوت است. به دو نکته اشاره کردم. نخستین نکته مقوله استقلال بود. گفتم: رژیم مبارک یک رژیم وابسته بود و رژیم ایران یک حکومت مستقل است. این سخن موضوع گفتگو و نقد و رد قرار گرفت. البته صدا و سیما و سایت های خبری وابسته به امریکا در این میان سنگ تمام گذاشتند.
امروز می خواهم به یک نمونه اشاره کنم، که هم سند اشکاری از وابستگی سیاسی مصر و هم دلیل روشنی بر فساد مالی مبارک و خاندان اوست.
در ماه ژانویه سال ۲۰۰۵ یک قرار داد فروش گاز مصر به اسراییل امضا شده است. اطلاعات این قرارداد پس از سقوط مبارک در اختیار مردم مصر قرارگرفته است. نویسندگان و تحلیل گران اسراییلی هم مانند ساموئل سرگو در مقاله خود به این موضوع پرداخته است:
http://www.winnipegfreepress.com/opinion/columnists/cairo-makes-disturbing-moves-concerning-israel-117634833.html
مطابق قرار داد اسراییل سالی هفت میلیارد و یک دهم میلیارد متر مکعب گاز از مصر می خرد. قرار داد پانزده ساله امضا شده است. اسراییل روزی ۱۳ و نیم میلیون دلار به مصر می دهد و روزی ۳ میلیون دلار هم کمیسیون به جمال مبارک و علا مبارک و حسین سالم!
حسین سالم پدیده قابل تاملی است. هفتاد و پنجساله است. با امواج تظاهرات از مصر گریخت. قبلا مامور امنیتی بوده است و پس از آن رفیق گرمابه و گلستان مبارک...پنج در صد کمیسیون سهم جمال بوده است و به حسین سالم و .
به علامبارک پسر کوچک مبارک هم نفری دو و نیم درصد رسیده است. چرا اسراییل این کمیسیون هنگفت را پرداخت کرده است؟ دلیلش روشن است چون گاز را به قیمت بسیار نازل خریداری می کرده است. ظاهرا همین کمیسیون موجب ناخرسندی جمال شده بود. ایشان درخواست ده درصد داشته است. دخالت حسین سالم موجب شد که جمال مبارک حادثه انفجار در مجتمع توریستی حسین سالم را با همکاری بخش امنیتی وزارت کشور مصر سامان داد و در حادثه انفجارهای مشهور در شرم الشیخ بیش از صد نفر کشته شدند. ۸۸ نفرش مصری بودند.
تمامی این امور نمی توانسته، بی اطلاع مبارک انجام شود
سند شرم الشیخ هم توسط روزنامه های مصری منتشر شد حادثه درست در همان سالی اتفاق افتاده است که بحث بر سر حق کمیسیون جمال با حسین سالم بالا گرفته بود
فرمان شماره ۲۳۱ مصوب ۲۹ ژانویه ۲۰۰۵، با هماهنگی جمال مبارک و سرلشکر عادلی وزیر وقت کشور اتخاذ شده بود.
از این موارد تقریبا هر روزه می توان در روزنامه های مصر دید. مستند اصلی روزنامه هایی مثل الاهرام هم همین اسناد بخش اطلاعات و امنیت مصر است. مردم مصر وقتی با خبر شدند که در مراکز امنیتی دارند، اسناد را از بین می برند. مراکز امنیتی را محاصره و بعضا اشغال کردند.. دیوار فرو افتاد و مردم به چشم خود دیدند که چه اتفاقی افتاده بود.
سخن بر سر مباحث تئوریک استقلال و وابستگی نیست. سخن بر سر این است که مبارک و خاندان او ثروت ملی مصر را این چنین غارت می کردند و به ثمن بخس به اسراییل می فروختند و از سوی دیگر سالی یک و نیم تا دو میلیارد دلار از دولت آمریکا نواله می گرفتند و عزت و شرف ملی مردم مصر را می فروختند.. بیهوده نبود که بنیامین العاذر وزیر تجارت و صنعت اسراییل سال گذشته گفت: مبارک گنج استراتژیک اسراییل است..
البته مصر شناسان صدای آمریکا- قناری های سبز سینه سرخ- در همان هفته نخست که امواج مردم مصر میدان تحریر را پر کرده بود، گفتند: مبارک با اقتدار بر اوضاع مسلط می شود.
در این باره بسیار می توان نوشت. این یادداشت تنها اشاره ای بود که بحث وابستگی و استقلال بحثی امروزین است و از مقوله داد و ستد تجاری نیست!.

یادداشتی از مهاجرانی

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :

سلام زندگی

سلام

زندگی به سرعت می گذرد و من هم در خویشتن در گذرانم

خدای مهربانم چرا تو را در خود کمتر می یابم.

سیاهی قلبم کدورتی در من ایجاد کرده که تنفسم را در گذران این زندگی سخت وسخت و سخت تر کرده.

خدایا مرا در رستن از این فرود ،

 فراز و رهایی عطا فرما

الهی آمین!

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :

به سوی دیکتاتوری

چرا ما آزادی می جوییم ولی هر بار دیکتاتوری عایدمان می شود؟

نسل قبل از ما همه مشکلات را در شاه دیدند و به این نتیجه رسیدند که سر منشا دیکتاتوری شاه است و او باید برود.

آزادی

ولی باز گرفتار دیکتاتوری شدیم و امروز هم اشتباه دیروز را نسل ما و نسل بعد از ما تکرار می کنند.

سرمنشا دیکتاتوری را در آیت الله خامنه ای می بینند و فکر می کنند او برود و همه چیز درست می شود.

 

ولی این طور نیست تاریخ  برای ملتی که تاریخ نمی خواند تکرار می شود

براستی مشکل از کجاست؟؟

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳۸٩
تگ ها :

صبر

معنی صبر :

افتادن نظر است ، بر آخر کار!

و معنی بی صبری:

نارسیدن نظر است به آخر کار!

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳۸٩
تگ ها :

خورشید

خورشید از آن دور از آن قله پر برف

آغوش کند باز همه مهر همه ناز

 

او روشنی و گرمی بازار وجود است

در سینه من هم دلی گرم تر از اوست

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :

اندکی فرهنگ

یادداشتی از عطاءالله مهاجرانی

حتما می پرسید چرا این عنوان را انتخاب کرده ام؟ راستش مدتی در این اندیشه بودم که ما به جنبش سبز از بعد و سوی سیاسی بسیار توجه می کنیم و بعد اندیشگی آن کم و بیش فراموش شده است. چند روزی برای شرکت در کنفرانسی به آمستردام رفته بودم. موضوع کنفرانس : آسیا، اقیانوسیه، اروپا؛ گفتگوی رسانه ها بود. اشخاص صاحب نام و مهمتر از آن صاحب نظری به سمینار دعوت شده بودند. از شرق و غرب عالم. از چین و هند که حضور پررنگی داشتند تا اروپایی ها... برای من فرصتی بود تا با شرکت کنندگان حرف بزنم. به ویژه با دکتر چاندرا مظفر. سخن اصلی ما این بود که ما در باره مبانی فکری و سیاسی و تمدنی خودمان کمتر می اندیشیم. شتابزده و کم حوصله ایم. دکتر مظفر معتقد بود ما می توانیم عدالت را به عنوان مبنای اصلی اندیشه دینی انتخاب کنیم. کتاب تازه اش را که مجموعه ای از مقاله های او در سال های اخیر بود به من داد. عنوان کتاب:
Hegemony: justice, peace

است. مظفر دغدغه اصلی اش بحث عدالت است. گفتم دکتر سروش هم تا آنجا که می دانم سال هاست در همین قلمرو و بر همین مبنا می اندیشد. سخن معروف مرحوم مطهری را برایش نقل کردم، که آن چه عادلانه است اسلام می گوید ، نه آن چه اسلام می گوید عادلانه است! مظفر گفت مدتی است به مبحث مقاصد الاحکام توجه کرده است. هر حکم فقهی می بایست مبنای عادلانه داشته باشد. صد البته سخن بر سر کم و کیف عدالت بی انتهاست.

یک مهمان آلمانی که می دید در فاصله تنفس جلسه ها پیش مظفر هستم. از مظفر پرسید. گفتم دونده بی نظیری است! با تعجب با نگاه به ویلچر و پاهای ضعیف مظفر که انگار سایه ای از پا در ویلچر محو شده است. گفت: می دود؟ گفتم در بین همه مهمانان شتاب موج اندیشه او از همه بیشتر است...در حاشیه همین بحث با مظفر بحث دیگری هم با دوستی لبنانی داشتم. سیمایی روشن و جذاب داشت. از افراد حزب الله لبنان بود. آشنا می زد! بحث بر سر وضعیت ایران بود. نگران بود که مبادا نظام با مشکل رویارو شود. باور داشت آیه الله خامنه ای ولی فقیه و جانشین امام زمان است، هر چه ایشان بگوید حجت است. آشکار بود که مبنای او با مبنای مظفر فاصله ای بسیار داشت. گفتم: رفتار پلیس و نیروهای امنیتی ایران را می بینی؟ همه جای جهان پلیس برای متفرق کردن مردم، سپر در دست می گیرد، مردم هستند که به سوی پلیس یورش می برند. دیده ای پلیس ما سپر ندارد! با باتوم توی سر و صورت مردم می زند. چه کسی پاسخ خانواده هایی را می دهد، که جوانانشان برای راهپیمایی به خیابان آمدند و مدتی بعد جسد جوانشان را تحویل گرفتند؟ پاسخ زندانی شدن و آزار زندانیان را چه کسی می دهد؟ شرایط حجاریان و ماجرای حجاریان را برایش گفتم.گفتم:

اگر امام زمان خودش حکومت می کرد ، شاهد چنین اتفاق هایی بودیم؟ مگر عدالت جزو ارکان باور ما به عنوان شیعه نیست. عدالت است که به امامت معنا می دهد؟

در روز سیزده آبان ماه پلیس و نیروهای امنیتی اجازه شلیک نداشتند، فقط اجازه داشتند قایم مردم را بزنند. مثل همان افسر لعنتی که با باتوم توی صورت زن جوانی زد و برای همیشه یک نقطه ننگین را به نام پلیس ثبت کرد. پس پیداست که مسبب اقوای از مباشر است. گفتم ببین دوست عزیز، اگر عدالت را به عنوان مبنای ولایت نپذیریم و بر آن اصرار نکنیم، تردید نداشته باش که اساس دین در معرض مخاطره خواهد بود.

با خود می اندیشیدم: این دو مبنا را, عدالت و تبعیت را باید به درستی تبیین کرد...

جلسه آخر سمینار بود. گمان می کردم موزه ونگوگ تا ساعت ده شب باز ست. می توانم بعد از ساعت شش بروم. چنان نبود. با اینترنت بررسی کردم. شش موزه تعطیل می شد. به رییس کنفرانس گفتم: اگر من موزه ونگوگ را نبینم، شب بی خواب می شوم به هم می ریزم... سریع از روبروی انجمن پژوهشی که محل سمینار بود با تاکسی به موزه رفتم تا گرمی آفتابگردان ها و گندمزار های ونگوگ گرمم کند.... با خودم می گفتم : ما در جنبش سبز بایست توجه بیشتری به فرهنگ و اندیشه داشته باشیم. کف دریاست سیاست های عالم!

اگر نتوانیم مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز را به خوبی تبیین کنیم. دیگرانی که جنبش سبز را فرصتی برای تسویه حساب با اسلام و مسلمانی تلقی می کنند، چنین خواهند کرد.

وقتی مهندس موسوی داوطلب نامزدی رساست جمهوری شد. محمد بهشتی گفت: مهندس موسوی هوای تازه است. گرچه آن هوای تازه و لطیف دچار سموم استبداد و تزویر شد. اما جنبش سبز گستره و ژرفایی پیدا کرد که اینده ای روشن را در برابر دید ما قرار می دهد. به شرط ان که راه را درست بشناسم .

 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ٤ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :

امروز

آگاه باشید که خورشید امروز دیگر هیچگاه طلوع نخواهد کرد.

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳۸۸
تگ ها :

← صفحه بعد